خرید بک لینک
۱۳۷۹- به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینمعکسنوشت ۱۳۷۹. به سن تکلیف رسیدم اینجا. سوم ابتدائیام. سوم ابتدائی مقنعههامون صورتی بود. از چپ چهارمیام. برامون جشن گرفتن. قبلشم یه شعر داده بودن گفته بودن حفظ کنید و سه تا کلاس باهم بخونید روز جشن

برچسب: نویسنده: مهسا حبیبی تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 13:21

۱۳۸۰- از همیشه زندهتر شب، سیبها رو ورقه ورقه کرده بودم و چیده بودمشون روی شوفاژ. عکس گرفته بودم و برای فامیل پست گذاشته بودم که قراره چیپسِ سیب بشن اینا. نوشته بودم «بدین صورت عمل میکنیم که در تصویر ملاحظه میکنید. سری

برچسب: نویسنده: مهسا حبیبی تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 13:21

۱۳۸۱- که میپاشد ز لبخندم سپاهی+ چهارده نفر از اینایی که امروز تو حادثۀ هواپیمایی اوکراین سقوط کردن همرشتهای و همدانشگاهیم بودن. آخ که چه بدکرداری ای چرخ. وقتی اسامی رو یکییکی میخوندم و رسیدم به جملۀ این لیست بهروزرسانی میشو

برچسب: نویسنده: مهسا حبیبی تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 13:21

۱۳۸۲- در جوار آن جمع مذکر سالمعکسنوشت ۱۳۸۲. مدرسۀ راهنماییم همسایۀ دیواربهدیوار پادگان ارتش بود. فکر کن یه مدرسۀ دخترانه با یه سربازخونه دیوار مشترک داشته باشه. فکر کن یه مشت دختر سیزده چهارده ساله همسایۀ یه مشت پسر هیژده نوزده

برچسب: نویسنده: مهسا حبیبی تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 13:21

۱۳۸۳- شهرِیاربیر. داشتم با مسئول آموزش صحبت میکردم. گفت شما همون روز که اومدی اینجا برای مصاحبۀ ارشد، همون روز ما انتخابت کردیم که بمونی و همین جا کار کنی. گفت یه درخواست بده و همین جا مشغول شو. یه همچین حرفی حتی

برچسب: نویسنده: مهسا حبیبی تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 13:21

۱۳۸۴- یک مشت دانستنی یا زکات علم نشر آن استصفر. بعد از خواندن پست، شما نیز دانستههایتان را با ما به اشتراک بگذارید. ندانستههایتان را هم مطرح کنید شاید جوابشو پیدا کردیم. یک. موقع ثبت وبلاگ، بعضی از سرویسها از ما نام و نام خانوادگی میخوان و

برچسب: نویسنده: مهسا حبیبی تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 13:21

۱۳۸۵- این شمایید؟! چقدر عوض شدید!عکسنوشت ۱۳۸۵. اینجا چهارده سالمه و رفتیم شهربازی و سوار قطار وحشتم. اون موقع زیاد میرفتیم شهربازی. تا تقّی به توقّی میخورد شام یا شاهگلی بودیم یا باغلارباغی. بازیای همیشگیمون سفینه و مریگوراند و

برچسب: نویسنده: مهسا حبیبی تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 13:21

۱۳۸۷- اَسفارپیشگفتار: اسفندماه یکشنبه، سهشنبه، پنجشنبه پست میذارم که تا آخر سال به پست ۱۳۹۸ برسیم. مقدمه: دوست داشتم عکسنوشتها مسافرتهامون رو هم شامل بشه که بعداً که مرور میکنم بگم آره فلان سال فلان جا رف

برچسب: نویسنده: مهسا حبیبی تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 13:21

<strong>۱۳۸۸</strong>- که <strong>ایام</strong> فتنهانگیز استعکسنوشت ۱۳۸۸. آخ که چه سالی بود اون سال. پیشدانشگاهی بودم و هنوز به سن رأی نرسیده بودم. چه روزایی بود. چه روزایی بود. فکر کنم بشه حدیث مفصّل رو خوند از این عکس مُجمل. اولین عکسی بود که سال ۸۹ وقتی پ

برچسب: نویسنده: مهسا حبیبی تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 13:21

صفحه بندی